تبليغاتX
وبلاگ رسمی علوم آزمایشگاهی 89 اهواز

وبلاگ رسمی علوم آزمایشگاهی 89 اهواز
گاهی زندگی کوتاه تر از عرض یک خیابان است. 
لینک دوستان
موضوع این هفته:

         ؟؟؟؟

                 

وعده ما:پنج شنبه ساعت۲۳

همکلاسی های عزیز منتظر حضور همه ی شما هستیم.

بچه ها لطفا اگه دوست دارید همچین برنامه ای باشه نظر بدید.

پ.ن:به امید اینکه به یک نتیجه ی ایده آل برای برگزاری این برنامه برسیم.

پ.ن۲:جناب ابولعباس ،حکیم ،بنجامین، وهانری و دیگر دوستان منتظر نظرات شما هستیم.


برچسب‌ها: میزگرد
[ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 1:37 ] [ روزالین فرانکلین ]

ماهی ها چه قدر اشتباه میکنند؟

قلاب علامت کدامین سوال است که به آن پاسخ میدهند؟

آزمون زندگی ما پر از قلاب هایی است که وقتی اسیر طعمه اش میشویم تازه میفهمیم ماهی ها

بی تقصیرند...!!

[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:3 ] [ ورتا ]
من برای متنفر بودن از کسانی که ازمن متنفرند وقتی ندارم

چون مشغول دوست داشتن کسانی هستم که دوستم دارند.

             

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:49 ] [ زیگموند( بخش ماورا’ الطبیعه) ]
خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.

بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.

بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!

خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله

بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید

خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست

ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!

خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد

ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد…شاید توبه کرد…

بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.

بر گرفته از سایت : http://www.khabaronline.ir/news-109032.aspx

 

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:47 ] [ ماندگار ]

اینجا زمین است، ساعت به وقت انسانیت خواب است

عجب موجود سخت جانیست دل

هزار بار تنگ میشود، میشکند، میسوزد، میمیرد

و باز هم می تپد.........

[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:45 ] [ زیگموند( بخش ماورا’ الطبیعه) ]
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 14:25 ] [ زیگموند( بخش ماورا’ الطبیعه) ]
 
*یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت: یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن! فقط با آره یا نه جواب منو بده! باشه؟ گفتم: باشه. گفت: اوضاع اونجا چه جوریه؟!

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*بنده خدا میره قهوه خونه میگه یه فنجون قهوه چنده...؟ طرف میگه پونصد. رفیق مون می پرسه شکرش چنده...؟ او هم میگه مجانیه. ایشون هم میگه پس 2 کیلو شکر بده!

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*بنده خدا می ره امتحان گواهی نامه بده. چندبار رد میشه. بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره. می گه گواهی نامه! اون هم میگه دادین که می خواین؟

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*دوتا جمله خفن دارم نه حسین پناهی گردن میگیره نه دکتر شریعتی! موندم چیکارش بکنم!

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*یه ضرب المثل چینی هست که می گه: تا ایران هست بازیافت چرا؟!؟

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*از این طرح هزاران لبخند که هیچی به ما نرسید. حالا اگه یه طرح هزاران فحش بذاره من یه نفری همه رو برنده میشم!
 

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir
*چه لحظه باشکوهی بود. اون لحظه... وقتی معلم می بردمون پای تخته تا ازمون درس بپرسه وسطش زنگ می خورد...!

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*مسخره ترین سوالی که میشه از یکی پرسید: می تونم بهت اعتماد کنم؟! در تاریخ حتی یک مورد هم جواب منفی ثبت نشده!
 

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*تا حالا دقت کردین وقتی یه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده می کنه تو مدت فیلم یه جوری نگاتون می کننه که انگار خودش فیلم رو ساخته؟!

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*دو نفر داشتن با هم خالی می بستن. اولی گفت 40 سال پیش ساعت بابام تو همین رود افتاد! دیروز بعد این همه مدت رفتیم غواصی پیداش کردیم سالم بود! دومی گفت بابای من 40 سال پیش افتاد تو همین رود، دیروز دیدیم اومد خونه سالم سالم بود! اولی گفت تو این مدت او زیر چی کار می کرد؟ گفت: ساعت بابای تو رو کوک می کرد.

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*همون دو نفر داشتن باز دوباره برای هم خالی می بستن. اولی می گه بابای من یه طویله خیلی بزرگ داره. وقتی یه گاو واردش می شه تا بخواد برسه ته طویله بچه دار می شه. اون گوساله هم گاو می شه. باز هم اون گاوه بچه دار می شه و باز دوباره اون گوساله گاو می شه. همین جوری تا 7 بار این اتفاق می افته. بعد تازه گاوه می رسه ته طویله. دومی می گه این که چیزی نیست. بابای من یه عصای بزرگ داره. وقتی می ره بیابون برای شکار شیر، برای اینکه آفتاب اذیتش نکنه یا عصاش ابرها رو می کشه بالای سرش تا سایه بشه. اولی می گه. حالا بابای تو این عصا را کجا نگه می داره؟! دومی می گه: تو طویله بابای تو!

اس ام اس روز زن www.taknaz.ir


*نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: «شما برای چی می نویسید استاد؟» برنارد شاو جواب داد: «برای یک لقمه نان.» نویسنده جوان گفت: «متاسفم. برخلاف شما ما برای فرهنگ می نویسیم» و برنارد شاو گفت: «عیبی ندارد پسرم. هرکدام از ما برای چیزی می نویسیم که نداریم.»


برچسب‌ها: طنز
[ سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391 ] [ 9:48 ] [ زیگموند( بخش ماورا’ الطبیعه) ]


می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟
.

.
.
… .
بابا آب داد بابا نان داد

می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
من می توانم بخوانم و بنویسم

می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟
.
.
.
من می توانم بدوم

و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ریشه خراب است

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 23:18 ] [ بنجامین ]

احساس نیکو به زندگی داشتن،

در گرو احساس نیکو به خود داشتن است.

هرگز خنده را از یاد مبر،

و غرور نیز نباید مانع گریستن تو شود.

با خندیدن و گریستن است که معنای زندگی کامل می شود!!!

-نانسی سیمز-

[ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ] [ 20:50 ] [ ورتا ]

كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

كوك كن ساعتِ خویش !

شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

كه سحر برخیزد

شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

دیر برمی خیزند

كوك كن ساعتِ خویش !

كه سحرگاه كسی

بقچه در زیر بغل،

راهیِ حمّامی نیست

كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این كوچه دگر

خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

كوك كن ساعتِ خویش !

ماكیان ها همه مستِ خوابند

شهر هم . . .

خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

كوك كن ساعتِ خویش !

كه در این شهر، دگر مستی نیست

كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد

از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

و در این شهر سحرخیزی نیست

و سـحر نـزدیک است .....

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 0:36 ] [ بنجامین ]

چه کسی می گوید:

که گرانی شده است؟

دوره ارزانی است!
دل ربودن ارزان،

دل شکستن ارزان!

دوستی ارزان است!

دشمنی ها ارزان،

چه شرافت ارزان!

تن عریان ارزان،

آبرو، قیمت یک تکه نان،

و دروغ از همه چیز ارزان تر!

قیمت عشق چقدر کم شده است،

کمتر از آب روان!

و چه تخفیف بزرگی خورده است،

قیمت هر انسان


[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:13 ] [ هنری دیویدسون ]

یا علی گفتیم وآشپزی اغاز شد.

پنج شنبه۲۱اردیبهشت۹۱:کیاندخت:بچه ها شنیدین فردا مسابقه آشپزیه .فاطمه:هستی؟من:هستم.واینگونه رقابت شروع شد.

شب شد.کیاندخت بالپ تاپش تو اینترنت دنبال دیزاین میگشت ومثل همیشه دست خالی برگشت.

خلاصه من رفتم دنبال زیرزبون کشیدن از رقیبامون، پریان وکیاندخت هم گوشی به دست...

جمعه:اینجانب ساعت8 صبح درحالیکه خواب قارچ وفلفل می دیدم از خواب پریدم.سراسیمه رفتم آشپز خونه وشروع کردم به شستن وخرد کردن و....

دیگه نزدیکای ظهر بود که ایده ها یکی یکی به ذهنمون می رسید.

وهم اکنون مفتخرم خدمت شما عرض کنم:

در راستای تحقق شعار ما برترینیم باز هم ازمایشگاهیان افتخارآفرین شدند.

سوم شدیم؟؟نه.. دوم شدیم؟؟چی فکر کردید پیش خودتون ما همیشه اولیم.

پ.ن:خداییش زحمت اصلی رو خانم پریان کشید یه پا مسئول فنی بود.مرسی خانم

پ.ن:حالا ما موندیم با150هزار تومن چکار کنیم .خونه بخریم یا ماشین؟؟؟

پ.ن:دست مدیر گرامی خانم کیاندخت هم درد نکنه.

عکسش خوب نیفتادهخداییش کیف کنید طراحی رو


                         http://uploadtak.com/images/y1335_DSC00097.jpg

    گروه پریان وشرکا


برچسب‌ها: مسابقه
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 0:4 ] [ روزالین فرانکلین ]

 
عکسهای زیبا از گل رز قرمز
پرسیدم..... ،
چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
با كمی مكث جواب داد :
گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،
با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،
وبدون ترس برای آینده آماده شو .
ایمان را نگهدار وترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن ،
وهیچگاه به باورهایت شک نکن .
زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .


پرسیدم ،
آخر .... ،
و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :
مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،
قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .
كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..
بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .
موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..


داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ...
هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچراید ،
آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،
شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..
مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،
مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :
زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،
زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست
دو چيز را هميشه فراموش كن:
خوبي كه به كسي مي كني
بدي كه كسي به تو مي كند


دنيا دو روز است:
يك با تو و يك روز عليه تو
روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.

به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه ندارد
به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن ندارد
به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پرورش ندارد

در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند، پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني، مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند، چگونه از آنها استفاده ميكني؟ مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني، هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.

هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان، همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:25 ] [ هنری دیویدسون ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به دانشجویان علوم آزمایشگاهی اهواز می باشد و با هدف ارتقای سطح علمی کاربران و انتشار جدیدترین اخبار در مورد این رشته در فضای مجازی ایجاد شده است.
امکانات وب
مدیریت=حکیم جرجانی تماس با ما معاونت=روزالین فرانکلین تماس با ما
ما برترین هستیم...
-